دریای خاموش زندگی من

مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو
پایگاه اطلاع رسانی تستهای غربالگری پیش از زایمان (سلامت جنین) و نوزادان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
چنین گفت رستم به اسفندیار   که کردار ماند ز ما یادگار . فردوسی

 

 

ferdowsi - nader shah - Nietzsche - Great Orod -  Khalil Gibran - goethe - Churchill -  shaw george bernard -  tolstoi -  Louis Pasteur - briant tracy -  سخنان بزرگان از : فردوسی خردمند ، نادر شاه ، فردریش نیچه ، ارد بزرگ ، جبران خلیل جبران ، گوته ، چرچیل ، برنارد شاو ، تولستوی ، پاستور ، برایان تریسی


 

دیوان که فرمانروا و دست دراز شدند سخن از نیکی را هم باید مانند راز گفت . فردوسی خردمند


 

چنین گفت رستم به اسفندیار که کردار ماند ز ما یادگار . فردوسی خردمند


 



 

ferdowsi - nader shah - Nietzsche - Great Orod -  Khalil Gibran - goethe - Churchill -  shaw george bernard -  tolstoi -  Louis Pasteur - briant tracy -  سخنان بزرگان از : فردوسی خردمند ، نادر شاه ، فردریش نیچه ، ارد بزرگ ، جبران خلیل جبران ، گوته ، چرچیل ، برنارد شاو ، تولستوی ، پاستور ، برایان تریسی


 

اگر جانبازی جوانان ایران نباشد نیروی دهها نادر هم به جای نخواهد رسید . نادر شاه افشار


 

خردمندان و دانشمندان سرزمینم ، آزادی اراضی کشور با سپاه من و تربیت نسلهای آینده با شما ، اگر سخن شما مردم را آگاهی بخشد دیگر نیازی به شمشیر نادرها نخواهد بود . نادر شاه افشار


 


 

ferdowsi - nader shah - Nietzsche - Great Orod -  Khalil Gibran - goethe - Churchill -  shaw george bernard -  tolstoi -  Louis Pasteur - briant tracy -  سخنان بزرگان از : فردوسی خردمند ، نادر شاه ، فردریش نیچه ، ارد بزرگ ، جبران خلیل جبران ، گوته ، چرچیل ، برنارد شاو ، تولستوی ، پاستور ، برایان تریسی


 


آرزو ریشۀ حیات ماست . اگرچه این ریشه حیات ما را به تدریج می سوزاند . ولی همین ریشه مایۀ زندگی است . نیچه


 


شاید من بهتر می دانم که چرا بشر تنها حیوانی است که می خندد.تنها انسان است که به شدت رنج می برد و مجبور است خنده را بیافریند.
نیچه


 


 

ferdowsi - nader shah - Nietzsche - Great Orod -  Khalil Gibran - goethe - Churchill -  shaw george bernard -  tolstoi -  Louis Pasteur - briant tracy -  سخنان بزرگان از : فردوسی خردمند ، نادر شاه ، فردریش نیچه ، ارد بزرگ ، جبران خلیل جبران ، گوته ، چرچیل ، برنارد شاو ، تولستوی ، پاستور ، برایان تریسی


 


برای ماندگاری ، رویایی جز پاکی روان نداشته باش . اُرد بزرگ


 


آنگاه که شب فرا رسید و همه پدیدگان فرو خُفتند ابردریاها (اقیانوسها) به پا می خیزند، آیا تو هم بر می خیزی ؟ اُرد بزرگ


 

ferdowsi - nader shah - Nietzsche - Great Orod -  Khalil Gibran - goethe - Churchill -  shaw george bernard -  tolstoi -  Louis Pasteur - briant tracy -  سخنان بزرگان از : فردوسی خردمند ، نادر شاه ، فردریش نیچه ، ارد بزرگ ، جبران خلیل جبران ، گوته ، چرچیل ، برنارد شاو ، تولستوی ، پاستور ، برایان تریسی


 


دوست بدارید لیکن عشق را به زنجیر بدل نکنید . جبران خلیل جبران


 


حیات درختان در بخشش میوه است . آنها می بخشند تا زنده بمانند ، زیرا اگر باری ندهند خود را به تباهی و نابودی کشانده اند. جبران خلیل جبران


 

ferdowsi - nader shah - Nietzsche - Great Orod -  Khalil Gibran - goethe - Churchill -  shaw george bernard -  tolstoi -  Louis Pasteur - briant tracy -  سخنان بزرگان از : فردوسی خردمند ، نادر شاه ، فردریش نیچه ، ارد بزرگ ، جبران خلیل جبران ، گوته ، چرچیل ، برنارد شاو ، تولستوی ، پاستور ، برایان تریسی


 


مردان شجاع فرصت می آفرینند ترسوها و ضعفا منتظر فرصت می نشینند . گوته


 


زیبایی ناپایدار و فضیلت جاودانه است . گوته


 


 

ferdowsi - nader shah - Nietzsche - Great Orod -  Khalil Gibran - goethe - Churchill -  shaw george bernard -  tolstoi -  Louis Pasteur - briant tracy -  سخنان بزرگان از : فردوسی خردمند ، نادر شاه ، فردریش نیچه ، ارد بزرگ ، جبران خلیل جبران ، گوته ، چرچیل ، برنارد شاو ، تولستوی ، پاستور ، برایان تریسی


 


مهم ترین کار ما این نیست که ببینیم در دور دستهای مبهم و ناپیدا چه چیز هایی و جود دارد . کار ما این است که به آنچه آشکارا در پیش رو داریم بپردازیم . وینستون چرچیل


 

خوردن کلمات مرا به سوء هاضمه دچار نکرده است . وینستون چرچیل


 


 

ferdowsi - nader shah - Nietzsche - Great Orod -  Khalil Gibran - goethe - Churchill -  shaw george bernard -  tolstoi -  Louis Pasteur - briant tracy -  سخنان بزرگان از : فردوسی خردمند ، نادر شاه ، فردریش نیچه ، ارد بزرگ ، جبران خلیل جبران ، گوته ، چرچیل ، برنارد شاو ، تولستوی ، پاستور ، برایان تریسی


 

مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید بدست‌آورید وگرنه ناچار خواهید بود چیزهایی را که بدست آورده‌اید دوست داشته‌باشید. جرج برنارد شاو


 

انقلاب ستمدیدگان را آزاد نمی کند تنها استثمارگران را عوض می کند. برنارد شاو


 

ferdowsi - nader shah - Nietzsche - Great Orod -  Khalil Gibran - goethe - Churchill -  shaw george bernard -  tolstoi -  Louis Pasteur - briant tracy -  سخنان بزرگان از : فردوسی خردمند ، نادر شاه ، فردریش نیچه ، ارد بزرگ ، جبران خلیل جبران ، گوته ، چرچیل ، برنارد شاو ، تولستوی ، پاستور ، برایان تریسی


 


فرق انسان و سگ در آنست که اگر به سگی غذا بدهی هرگز تو را گاز نخواهد گرفت. تولستوی


 


همه می‌خواهند بشریت را عوض کنند ، دریغا که هیچ کس در این اندیشه نیست که خود را عوض کند. تولستوی


 

ferdowsi - nader shah - Nietzsche - Great Orod -  Khalil Gibran - goethe - Churchill -  shaw george bernard -  tolstoi -  Louis Pasteur - briant tracy -  سخنان بزرگان از : فردوسی خردمند ، نادر شاه ، فردریش نیچه ، ارد بزرگ ، جبران خلیل جبران ، گوته ، چرچیل ، برنارد شاو ، تولستوی ، پاستور ، برایان تریسی


 


هرچه اکنون هستیم محصول افکاری است که سابقا داشته ایم و حالا داریم .پاستور


 


تمدن، تنها زاییده اقتصاد برتر نیست، در هنر و ادب و اخلاق هم باید متمدن بود و برتری داشت. لویی پاستور


 


 

ferdowsi - nader shah - Nietzsche - Great Orod -  Khalil Gibran - goethe - Churchill -  shaw george bernard -  tolstoi -  Louis Pasteur - briant tracy -  سخنان بزرگان از : فردوسی خردمند ، نادر شاه ، فردریش نیچه ، ارد بزرگ ، جبران خلیل جبران ، گوته ، چرچیل ، برنارد شاو ، تولستوی ، پاستور ، برایان تریسی


 


اهمیتی ندارد که از کجا آمده اید ، مهم این است که به کجا می روید . برایان تریسی

داشتن اهداف روشن و از پیش تعیین شده برای پیش رفت و موفقیت مطلقا ضروری است .
برایان تریسی

 

خـــرم آن روز کز این منزل ویــران بروم

خـــرم آن روز کز این منزل ویــران بروم

راحت جــان طلبم و از پی جانــان بروم

گرچه دانــم که به جایی نبـرد راه غریب

من به بوی سر آن زلف پریشــان بروم

دلـــم از وحشت زندان سکنـــدر بگرفت

رخــت بربندم و تا ملک سلیمــــان بروم

چون صبا با تن بیمار و دل بی طاقت

به هواداری آن سرو خرامان بروم

در ره او چو قلم گر به سرم باید رفت

با دل زخم کش و دیده گریان بروم

نـــذر کردم گر از این غــم به در آیــم روزی

تا در میکــده شـادان و غـزل خــوان بروم

به هواداری او ذره صفت رقص کنان

تا لب چشمه خورشید درخشان بروم

تازیان را غم احوال گران‌باران نیست

پارسایان مددی تا خــوش و آســان بروم

حافظ

نخستین فیلم ناطق

نخستین فیلم ناطق سینمای ایران ( دختر لر) نام دارد که در سال ۱۳۱۲ ه.ش و به علت نبود امکانات کافی در کشور هندوستان ساخته شده است . کارگردان فیلم اردشیر ایرانی می باشد و عبدالحسین سپنتا نوشتن فیلمنامه و سرودن اشعار و بازی در نقش اول را بر عهده داشته است کار ساختن فیلم دختر لر هفت ماه طول کشید . این فیلم از ۳۰ آبان ۱۳۱۲ در سینما مایاک و سپه تهران بر پرده رفت و ازهمان روزهای آغاز نمایش با استقبال چشمگیر و بی سابقه ای مواجه شد . در آن زمان سینماهای تهران هفته ای یک تا دو فیلم عوض می کردند ولی این بار سینماهائی که این فیلم را نمایش می دادند روی پرده باقی گذاردند به طوری که حدود یک ماه سینما مایاک و ۱۱۰ روز سینما سپه در اوایل کار به نمایش این فیلم پرداختند و پس از آن بارها این فیلم در سینماهای مختلف به روی پرده رفت . سپنتا را می توان پدر سینمای ناطق ایران نامید . بازیگران این فیلم صدیقه سامی نژاد . عبدالحسین سپنتا . هادی شیرازی و سهراب پوری بودند . صدیقه سامی نژاد اولین زن بازیگر سینمای ناطق ایران است که در این فیلم نقش گلنار را بازی می کرد .

جالبه. این خبرو از منبعش بخونید.

 

ظاهرا روزبهانی یکم شکسته نفسی می کنه، مثل همه دست اندرکاران حکومتی ایران. روز روشن و دروغ که دیگه چیزه بزرگی نیست. هست؟؟؟

یکی از دوستان که ترم اول دانشگاه پیام نور تهران هست، یکی دو هفته قبل، در تایم تدریس استادشون، ماموران همیشه بیدار و در صحنه  تمام موبایل‌ها رو چک کرده بودند. و موهای بلند پسرها رو همون جا کوتاه کرده بودن براشون . و  جواب اعتراض یکی از دانشجوها را که گفته بود حق نداری به موی من دست بزنی رو با باتوم داده بودند.

مثل این موارد کم نیست. مثلا اگه شما در بانک مشغول انجام کارهای بانکی تون بودید و یکباره دید ماموران عزیز که تمام کارهای مهمشون رو انجام دادن و دیگه هیچ خلافی در ایران زمین نمونده جز چک کردن تلفن شما؛ درِ بانک رو بستن و شروع کردن به بازرسی تک تک تلفن ها اصلا تعجب نکنید و یا شاکی نشید. چون این اتفاق نادری نیست و نمود عینی هم قبلا داشته.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، سردار روزبهانی که صبح روز دوشنبه هفدهم اردیبهشت ماه در مرکز همگانی ناجا «197» حضور یافته بود، در جمع خبرنگاران درخصوص افراد موسوم به «پلیس موبایل» با اعلام این که این افراد از ماموران یگان ما نیستند، گفت: وقتی سردار فرماندهی ناجا شخصا و رأسا اعلام می‌کند که «پلیس موبایل نداریم»، چنانچه خلاف آن رخ دهد، امری غیرقانونی بوده است، اما در عین حال با پیگیری این موضوع، تا فردا نتیجه را اعلام می‌کن

نخستین دوبله و نخستین فیلم با صدای ایران

از اوایل دهه ۱۳۲۰ ه.ش تعدادی از جوانان تحصیل کرده وعلاقه مند به فکر دوبله فیلم افتادند . اولین شخصی که در این زمینه پیشگام شد دکتر اسماعیل کوشان بود . در سال ۱۳۲۴ یک فیلم فرانسوی به نام یومیه راندوو ساخته هنری دو کوان را در استامبول ترکیه به فارسی دوبله کرد و نام آن را برای پخش در تهران به دختر فراری تغییر داد . برای مردم ایران دیدن هنرپیشه های فرانسوی که فارسی صحبت می کردند بسیار جالب بود . مدتی بعد دکتر کوشان چند فیلم را در قاهره دوبله کرد و به ایران فرستاد سپس در سال ۱۳۲۵ با وارد کردن تجهیزات دوبله در استدیوئی به نام میترا فیلم در تهران به کمک پرویز خطیبی نمایشنامه نویس مشهور آن زمان تا سال ۱۳۳۰ حدود ۱۰ فیلم را دوبله و پخش نمودند .

 

نخستین فیلم ناطق سینمای ایران ( دختر لر) نام دارد که در سال ۱۳۱۲ ه.ش و به علت نبود امکانات کافی در کشور هندوستان ساخته شده است . کارگردان فیلم اردشیر ایرانی می باشد و عبدالحسین سپنتا نوشتن فیلمنامه و سرودن اشعار و بازی در نقش اول را بر عهده داشته است کار ساختن فیلم دختر لر هفت ماه طول کشید . این فیلم از ۳۰ آبان ۱۳۱۲ در سینما مایاک و سپه تهران بر پرده رفت و ازهمان روزهای آغاز نمایش با استقبال چشمگیر و بی سابقه ای مواجه شد . در آن زمان سینماهای تهران هفته ای یک تا دو فیلم عوض می کردند ولی این بار سینماهائی که این فیلم را نمایش می دادند روی پرده باقی گذاردند به طوری که حدود یک ماه سینما مایاک و ۱۱۰ روز سینما سپه در اوایل کار به نمایش این فیلم پرداختند و پس از آن بارها این فیلم در سینماهای مختلف به روی پرده رفت . سپنتا را می توان پدر سینمای ناطق ایران نامید . بازیگران این فیلم صدیقه سامی نژاد . عبدالحسین سپنتا . هادی شیرازی و سهراب پوری بودند . صدیقه سامی نژاد اولین زن بازیگر سینمای ناطق ایران است که در این فیلم نقش گلنار را بازی می کرد .

چیستان های اصیل ایران

گنبد سبزِ چمنی، توش گلِ سرخِ یمنی، چشمه آبش را ببین، شطِّ فراتش را ببین

هندوانه

دو دکان پنج خریدارلِنگِشو بگیر، بزن به دیوار

گرفتن اب بینی با دست


صندوق چوبی، پر از روغن کوهی

گردو

بافتم و بافتم، پشت کو انداختم

گیس

یوز پلنگ بی دُم، نه جو خورده نه گندم، گشت زند بیابان، نفع دهد به مردم

زنبور عسل

از اینجا تا به شوشتر همه ش خونِ کبوتر

گل سرخ

از دور دیدم ماه را از دل کشیدم آه را

آن ترک تیر انداز را برهم زده شیراز را

کبریت

اطلس سبز وسرخ پوشیده، درمیان دو کاسه چوبین، نو عروسی به ناز خوابیده

پسته

اولم آخر پلنگ است که زیبا وقتِ جنگ است دومم آخر شیر است

که بر جنگل امیر است سومم میان ببر است چو توفان و چو ابر است آخرم آخر گربه است ولی مایه خنده است

با بچه ها همبازیم چه نازیَم، چه نازیَم مَشَشنگَم و قشنگم که خیلی شوخ و شنگم

گربه


اولم اول پیاز است دومم اول ساز است چهارمم آخر هسته توی صندوقچه بسته


ا اولم اول زمستان، آخرم آخر باغ دومم رفته زبستان، آمده میان باغ

زاغ

امیدِ هیچ معجزی ز مرده نیست

زندگی

چه فکر می کنی؟

که بادبان شکسته زورقِ به گل نشسته‌ای ست زندگی؟

در این خرابِ ریخته

که رنگِ عاقبت ازو گریخته

به بن رسیده راهِ بسته‌ای‌ست زندگی

چه سهمناک بود سیلِ حادثه

زمین و آسمان زهم گسیخت

ستاره خوشه خوشه ریخت

و آفتاب در کبودِ دره‌های آب غرق شد

هوا بد است

تو با کدام باد میروی؟

چه ابرِ تیره‌ای گرفته سینه‌ی تو را

که با هزار سال بارش شبانه روز هم

دلِ تو وا نمی‌شود

تو از هزاره‌هایِ دور آمدی

درین درازنایِ خون فشان

به هر قدم نشانِ نقشِ پایِ توست

درین درشتناکِ دیولاخ

ز هر طرف طنینِ گام‌های ره‌ گشای توست

بلند و پستِ این گشاده دامگاهِ ننگ و نام

به خون نوشته نامه‌ی وفای توست

به گوشِ بیستون هنوز

صدایِ تیشه‌های توست

چه تازیانه‌ها که با تنِ تو تابِ عشق آزمود

چه دارها که از تو گشت سربلند

زهی شکوهِ قامتِ بلندِ عشق

که استوار ماند در هجومِ هر گزند

نگاه کن

هنوز آن بلندِ دور

آن سپیده آن شکوفه زارِ انفجارِ نور

کهربای آرزوست

سپیده‌ای که جانِ آدمی هماره در هوای اوست

به بوی یک نفس در آن زلال دم زدن

سِزد اگر هزار بار

بیفتی از نشیبِ راه و باز

رو نهی بدان راز

چه فکر می‌کنی؟

جهان چو آبگینه‌ی شکسته‌ای ست

که سروِ راست هم درو شکسته می نمایدت

چنان نشسته کوه در کمینِ دره‌هایِ این غروبِ تنگ

که راه بسته می‌نمایدت

زمانِ بی کرانه را

تو با شمارِ گامِ عمرِ ما مسنج

به پای او دمی ست این درنگِ درد و رنج

به سانِ رود

که در نشیبِ دره سر به سنگ می‌زند

رونده باش

امیدِ هیچ معجزی ز مرده نیست

زنده باش

هوشنگ ابتهاج

   1      2      >>